تبليغاتX
عفت،عفاف،حجاب

عفت،عفاف،حجاب
 

[ جمعه دوازدهم فروردین 1390 ] [ 19:1 ] [ ساقی ] [ ]

بر حجـــابت آفرین اے دختــــر ایران زمیــــن

چون تجلـــے میکند از چادرت نــــور یقین

این حجاب تو نشـــان غیرت و شخصیــــت است

هر که باشد با حجـــاب در دو جهان با عــــزت است

شــاعر: بهلول حبیبے زنجانے

[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 14:38 ] [ ساقی ] [ ]
حیا صفت مقدسى است که حافظ دین و نگهبان شخصیت آدمى است و هرگز از دین جدا شدنى نیست .

[ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ] [ 22:28 ] [ ساقی ] [ ]

حیا و شرم چیست؟ چون اینجا بحث به روش مسائل اخلاقی است اوّل می‌روم سراغ تعریف علمای اخلاق. آ‌نها در مباحث اخلاقی یکی از رذائل اخلاقی را به عنوان «وَقاحت» مطرح می‌کنند که ما به آن می-گوییم: بی‌شرمی؛ و ضدّ آن را «عَفاف» می‌گویند. وقاحت از رذائل نفسانیّه است و عبارت است از: عدم مبالات نفس از ارتکاب محرّمات شرعیّه و عقلیّه و عرفیّه. در مقابل آن، ما می‌گوییم ضد او حیا است
تعریف حیا
حیا عبارت است از: محصور کردن و انفعال نفس از ارتکاب محرّمات شرعیّه و قبائح عقلیّه وعرفیّه، به جهت اینکه نکوهش نشود.

 مرحوم مجلسی(رضوان الله تعالی علیه)هم تعریفی راجع به حیا دارد که می‌فرماید: «اَلحَیاءُ مَلَکَةٌ لِلنَّفسِ تُوجِبُ إِنقِباضُها عَنِ القَبیحِ وَ إِنزِجارُها عَن خِلافِ الآدابِ خَوْفاً مِنَ الَّلْومِ» اگر بخواهم مطلب و بحث را ساده کنم؛ حیا یک نوع پوشش برای روح است. این تعبیر که عرض ‌کردم تقریباً هم در آیات قرآن وارد شده است هم در روایات. که البتّه در روایات روشن‌تر است. در باب روح اینطور است که این برای انسان یک امری است از امور فطری و اکتسابی نیست. یک پوششی برای روح است.
حیاء در ارتباط با خداوند، دیگران و خود

 آن وقت این پوشش، در روابط گوناگون قرار می‌گیرد. یک وقت در ارتباط با خدا قرار می‌گیرد، یک وقت در ارتباط با مخلوق و حتّی یک وقت در ارتباط با خود انسان قرار می‌گیرد. لذا تقسیم‌بندی می‌کنند و می‌گویند «أَلحَیاءُ مِنَ اللهِ تعالی» یعنی: از خدا خجالت بکش «أَلحَیاءُ مِنَ الخَلق» یعنی: از مردم خجالت بکش «أَلحَیاءُ مِنَ النَّفس» یعنی: لااقل از خودت خجالت بکش.

«الحیا من الله» عبارت از تقوا است

 در بابِ آنجایی که «حیا مِن الله»  و خجالت کشیدن از خدا است، تعبیر می‌کنند به «تقوا». شما در قرآن این تعبیر را ببینید:«يَابَنىِ ءَادَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكمُ‏ْ لِبَاسًا يُوَارِى سَوْءَاتِكُمْ وَ رِيشًا وَ لِبَاسُ التَّقْوَى‏ ذَلِكَ خَيرٌْ  ذَلِكَ مِنْ ءَايَاتِ الله...» ای فرزندان آدم! لباسی برای شما خلق کردیم که شما را می‌پوشاند و مایه‌ی زینت شماست. امّا لباس پرهیزکاری بهتر است. اینها (همه) از آیات خداست تا متذکّر نعمتهای او شوند.

تقوا یک چیز درونی و مربوط به روح است. پوششی برای روح است. در این آیه از آن تعبیر  به لباس می-کند. پوشش است. من نمی‌خواهم وارد تفسیر این آیه بشوم؛ که بله! برخی مفسرین در این آیه «يَابَنىِ ءَادَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكمُ‏ْ لِبَاسًا يُوَارِى سَوْءَاتِكُمْ وَ رِيشًا» رفتنه‌اند سراغ همین پیراهن و لباس ظاهری و... ولی یک احتمال این است که نه! مقصود حیا است.

و در «أَنزَلنا» معنای نزول، خلقت است. در آیات زیادی هم داریم که نزول به معنای خلقت است مانند این آیه: «وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ» خداوند آهن را که از آسمان پایین نینداخته است؛ غرض خلقت است. و آیاتی مثل: «وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ» «وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» که در همه این آیات، نزول به معنای خلقت را می‌گوید. حالا من نمی‌خواهم از بحثم منحرف شوم. عمده بحثم این بود که تقوا، «الحیا مِن الله» است و حیا یک پوشش است. لذا علی (علیه السلام) در روایتی می‌فرماید: «أَحسَنُ مَلابِسِ الدُّنیا أَلحَیاء» بهترین لباس‌های دنیا، حیا است.در این روایت خیلی دیگر روشن و شفاف است. حیا یک پرده‌ای ‌است بر روی روح.

حیا امری فطری و آمیخته با خلقت انسانها است

 دیگر اینکه این یک امری است فطری و آمیخته شده با خلقت هر انسانی است و از مختصّات انسان هم هست. آن‌هایی که اهلش هستند را ارجاع می‌دهم به آن حدیثی که جنود عقل و جهل را دارد. در اصول کافی است و مرحوم صدرالمتألهین (رضوان الله تعالی علیه) آن را شرح کرده است. در آن روایت می‌فرماید «...وَ الحَیاءُ وَ ضِدُّهُ الخُلعْ» ضدّ حیا را می‌گوید: پرده‌دری. خُلعْ یعنی پرده‌دری. پس معلوم می‌شود حیا پرده است. بعد مرحوم صدر المتألهین که می‌خواهد حیا را معنا کند، می‌فرماید: «أَلحَیاءُ غَریزَةٌ إِنسانیَّة» حیا غریزه‌ای انسانی است. 

بنابراین حیا از مختصّات انسان است و امری است آمیخته به وجود و خلقت انسان. مابه‌ الامتیاز انسان از سایر حیوانات در همین است. یکی از فرق‌های انسان با حیوان همین جا است. ما یک مابه الاشتراکات با حیوانات داریم مانند اینکه: آنها می‌خورند ما هم می‌خوریم، آنها می‌آشامند ما هم می‌آشامیم. غریزه جنسی و امثال این‌ها را دارند. امّا انسان یک مابه الامتیاز دارد. مابه الامتیاز انسان از حیوان به حیای انسان است، به همین است یعنی همین پوشش که خداوند در درون انسان به ودیعه گذاشته است و خدا بذر حیا را در درون هر انسانی پاشیده است، نشای حیا را کاشته است. امری اکتسابی نیست. مثل بقیه امور فطریّه در انسان است که باید انسان او را شکوفا کند.

 من بحثم اینجا بود. و این هم در ارتباط با عقل عملی است که ادراک حسن و قبح است. لذا علی(علیه السلام) در روایتی می‌فرماید: «أَعقَلُ النّاسِ أَحیاهُم» عاقل‌ترین مردم با‌حیاترین و باشرم‌ترین مردم است. یعنی این غریزه هرچه رشد پیدا کند در انسان. این در بُعد انسانی بود. در بُعد الهی آن هم این است، چون ما هم بُعد انسانی داریم هم بُعد الهی داریم، انسان اینگونه است ابعاد گوناگون دارد؛ در بُعد الهی ما هم همین است؛ روایت از امام صادق (علیه السلام) است که می‌فرمایند: «لا ایمانَ لِمَن لا حَیاءَ لَهُ» کسی که شرم ندارد ایمان ندارد.

 من در ابتدا گفتم: «الحیا مِنَ الله تعالی». همین حیا است که انسان را از نظر اعمال زشت و قبیح باز می‌دارد و ما در روایت از علی (علیه السلام) داریم: «أَلحَیاءُ یَصُدُّ عَنِ فِعلِ القَبیحِ» حیا انسان را از انجام عمل قبیح باز می‌دارد. حال قبح آن قبح عقلی باشد یا قبح شرعی. من اینها را فهرست‌وار می‌گویم. یک پوشش الهی است. انسان از نظر ذاتش پرده‌دار است یعنی با‌حیاست، پرده-دَر نیست؛ چه در بُعد انسانی‌، چه در بُعد الهی‌. انسان در هر دو بُعد اینطور است. اصلاً در درون او است، یک چیز تحمیلی برای انسان نیست.

پرده‌داری در درون فرزند موجود است

هر بچّه‌ای که به دنیا می‌آید، از نظر درونی‌ نهاد او این چنین است. پرده‌دار است نه پرده‌دَر و همان پرده‌داری موجب می‌شود که به طرف فعل قبیح و زشت نمی‌رود، من عرض کردم «حیای من الله» داریم، «حیا من الناس» داریم، «حیا من النفس» داریم. اینها در جای خودش بحث دارد، ولی بدانید ریشه این است. این که من عرض کردم راجع به حیا، هم نسبت به پیشگیری نسبت به افعال زشت است؛ هم قبل از آن است هم بعد ازآن است. کارسازی دارد. قبل از آن مانعیّت دارد یعنی این موجب می‌شود که انسان به سمت کار بد و زشت نرود، یعنی همین شرم که درونی است موجب می‌شود شرم او می‌آید. اگر یک وقتی هم ـ نعوذ بالله ـ فرض کنید یک کار زشتی از او سر زد تا آنجایی که هنوز مسخ نشده است و این پرده‌ به طور کلّی دریده نشده و از بین نرفته، متأثّر می‌شود. خودِ او خجالت می‌کشد؛ خودش، خودش را سرزنش می‌کند. لازم نیست دیگران به او بگویند. که ما تعبیر می‌کنیم می‌گوییم: وجداناً ناراحتم. این "وجداناً ناراحتم" معنای آن همان مسأله حیا بوده که خداوند در درون او گذاشته بوده است.

 این پرده را درید و مرتکب این کار زشت شد یعنی این مرزشکنی را کرد، چه مرز الهی باشد، چه مرز انسانی باشد، تا برسد به عرفی آن، در هر رابطه‌ای، هم قبل را می‌گیرد هم بعد را می‌گیرد؛ این تا آنجایی است که من عرض کردم و آن اینکه به طور کلّی بر اثر تکرار قبائح این پرده حیا از بین نرفته باشد. این را می‌خواستم بگویم خیال نکنید که فقط راجع به قبل است نخیر، بعد از عمل او هم هست. آن وقت اینجاست که ـ نعوذ بالله ـ اگر مسخ شد و این حیا و پرده‌داری او از بین رفت، دست به هر جنایتی می‌زند. ما تعبیر می‌کنیم می‌گوییم: آدم دریده‌ای است. چه را دریده است؟ پردة حیا را دریده و پاره کرده است.

لذا ما این را در روایات متعدّده داریم و این روایات را هم خاصّه نقل می‌کنند، هم عامّه. خیال نکنید فقط از طریق ماست. نه! اهل سنّت هم نقل می‌کنند. آنها هم متعدد نقل می‌کنند، ما هم متعدّد داریم. دارد از پیغمبراکرم (صلی االله علیه و آله و سلم) «لَم یَبقِ مِن أَمثالِ الأَنبیاء إِلّا قَولُ النّاس إِذا لَم تَسْتَحْیِ فَاصْنَعْ ما شِئْتَ» حضرت فرمودند از مثال‌هایی را که پیامبران الهی می‌زدند باقی نماند مگر این حرفی که حرف همه مردم است، این را خوب دقت کنید، قول همه مردم. چرا؟ چون همه انسان‌اند، حیوان نیستند. و آن مثال شایع در میان مردم این است: وقتی که بنا شد شرم نداشته باشی هر جنایتی می‌خواهی بکن.

یک روایت دیگر از امام هشتم (علیه السلام) دارد حضرت فرمود: «ما بَقِیَ مِن أَمثالِ الأَنبیاءِ (علیهم السلام) إِلّا کَلِمَةٌ: إِذا لَم تَسْتَحْ فَاعْمَلْ ما شِئْتَ» در روایت قبلی «فَاصنَع» بود این «فَاعمَل» است. یک جمله از مثالهای انبیا در میان مردم ماند و آن اینکه وقتی که بنا شد شرم نداشته باشی هر چه می‌خواهی بکن.

عامّه هم نقل می‌کنند. در دو جای کنز العمّال دارد و آن این است از پیغمبر اکرم «آخَرُ ما أَدرَکَ النّاس مِن کَلامِ نُبُوَّة الاولی: إِذا لَم تَستَح فَاصنَع ما شِئت»

[ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ] [ 22:1 ] [ ساقی ] [ ]
مسأله حیا در باب تربیت یک نقش زیر بنایی دارد به این معنا که پدر و مادر که به طور معمول و متعارف دو مربّیِ دست اوّل برای انسان‌ هستند، اینها آنچه را که باید روی آن دقّت کنند این است که نکند من پرده حیای این بچّه را بدرم، بلکه پرده حیای او را حراست و حفاظت و رشد بدهند. نمی‌خواهد تو به او حیا بیاموزی نه! سرکوبش نکن، خود او شرم ذاتی دارد. این را رشد‌ش بده. چه در بُعد دیداری‌ات، چه در بُعد شنیداری‌ات، چه در بُعد رفتاری‌ات، چه با هیکل‌ات، چه با لباست، چه با لباسش. بالاترین جنایت پدر و مادر در باب تربیت نسبت به فرزند اینجاست که ـ نعوذ بالله ـ در این سه رابطه پرده حیای الهی این بچّه را بدرند. اینکه بچّه هر کاری دل او می‌خواهد بکند و هرچه می‌خواهد بگوید و هرچه می‌خواهد ببیند. 

لذا در باب تربیت این مسأله را داریم هیچ قابل شبهه هم نیست، که آن هسته مرکزی که کاربرد زیاد دارد در باب تربیت اینجاست. این را بدانید آن کسانی که اسیر هواهای نفسانیشان هستند که می‌خواهند در جامعه به اهداف شیطانیشان برسند، از همین راه وارد می‌شوند: ترویج لاابالی‌گری، چه در بُعد الهی آن، چه در بُعد انسانی آن، در هر دو بُعد. همین کار را می‌کنند و به اهدافشان می‌رسند، جامعه را سوق می‌دهند به بی‌بندوباری به معنای پرده‌دری، پرده حیای جامعه را می‌درند چه در بُعد دینی آن، و چه در بُعد الهی آن، و چه در بُعد انسانی آن و دیگر هر جنایتی بخواهند می‌کنند. «فَاصنَع ما شِئت...»



مباحث بیات شده در بحث حیا از سخنران های آیةالله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی می باشد.

[ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ] [ 22:1 ] [ ساقی ] [ ]
اوّلین محیطی که قوی‌ترین نقشِ سازندگی را بر روی انسان دارد؛ محیط خانوادگی و رابطه پدر و مادر با فرزند است. پدر و مادر در سه بُعد نقشِ روش دادن و تربیت کردن فرزند را دارند؛

 1- دیداری 2- شنیداری 3- رفتاری.

هم پیکره‌ی پدر و مادر و هم تبعات آنها از نظر پوشش، نقشِ سازندگی و تربیتی دارد و به فرزند روش می‌دهد. چه رسد به پوشش خودِ فرزند.

پدر و مادر باید این معنا را در نظر داشته باشند که در این رابطه دیداری، به نحوی عمل نکنند که آن ودیعه الهیّه به نام «حیا» در درون فرزند سرکوب شود، بلکه باید او را زنده کنند نه اینکه بمیرانند. چون در تربیت به طور کلّی نقش اساسی دارد.

[ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ] [ 21:59 ] [ ساقی ] [ ]

امام علی علیه السلام

1. حيا و شرم ، زيباست. (غررالحکم ، باب حیا)

2. حيا ، باز دارنده است. (غررالحکم ، باب حیا)

3. حيا ، مانع روزى شود. (غررالحکم ، باب حیا)

4. حيا ، كليد هر خيرى است. (غررالحکم ، باب حیا)

5. پر رويى و بى ‏شرمى سر آغاز بدى و شرّ است. (غررالحکم ، باب حیا)

6. حيا و شرم با محروميت (ظاهرى) همراه است. (غررالحکم ، باب حیا)

7. حيا ، چشم پوشى كردن است. (از محرمات) (غررالحکم ، باب حیا)

8. شرم و حيا خوى پسنديده ‏اى است. (غررالحکم ، باب حیا)

9. شرم و حيا خوى زيبايى است. (غررالحکم ، باب حیا)

10. حيا و شرم با عفت و پرهيزكارى همراه است. (غررالحکم ، باب حیا)
11. حيا ، همه بزرگوارى است. (غررالحکم ، باب حیا)

12. شرم تمامى بزرگوارى و بهترين خصلت هاست. (غررالحکم ، باب حیا)

13. شرم ، انسان را از كار زشت باز دارد. (غررالحکم ، باب حیا)

14. شرم ، از خداوند بسيارى از خطاها را محو كند. (غررالحکم ، باب حیا)

15. ايمان و حيا هر دو به يك ريسمان بسته و با يكديگر هستند و از هم جدا نشوند. (غررالحکم ، باب حیا)

16. سخاوت و حيا برترين خصلت ها هستند. (غررالحکم ، باب حیا)

17. شرم از خداى سبحان انسان را از عذاب دوزخ نگه دارد. (غررالحکم ، باب حیا)

18. عفيف ‏ترين شما با حياترين شماست. (غررالحکم ، باب حیا)
19. عاقل ‏ترين مردم با حياترين آنهاست. (غررالحکم ، باب حیا)
20. بهترين جامه ها و پوشش هاى دين ، شرم و حياست. (غررالحکم ، باب حیا)

21. به راستى كه حيا و عفت از خلق و خو هاى ايمان است و به راستى اين هر دو ، خصلت آزادگان و خوى نيكان است. (غررالحکم ، باب حیا)

22. بزرگترين مردانگى شرم است و ميوه آن نيز پاكدامنى است. (غررالحکم ، باب حیا)

23. برترين شرم ها شرم از خداى سبحان است. (غررالحکم ، باب حیا)

24. ريشه مردانگى حياست و ميوه آن هم پاكدامنى است. (غررالحکم ، باب حیا)

25. بهترين شرم ها شرم از خويش است. (غررالحکم ، باب حیا)

26. بد چهره ‏اى است پر رويى. (غررالحکم ، باب حیا)

27. پيراهن حيا بر تن كن و زره وفادارى بپوش ، برادرى خود را حفظ كن ، گفتگوى با زنان را كم كن تا بلندى مرتبه ‏اى كامل شود.
(چرا؟؟ ، نظر خود را برای ما بفرستید ، از پایین صفحه) (غررالحکم ، باب حیا)

28. ميوه حيا ، پاكدامنى است. (غررالحکم ، باب حیا)

29. شرم انسان از خويش ميوه ايمان است. (غررالحکم ، باب حیا)

30. اساس هر بدى پر رويى است. (غررالحکم ، باب حیا)

31. سبب پاكدامنى شرم و حيا است. (غررالحکم ، باب حیا)

32. بدترين اشرار كسى است كه از مردم شرم ندارد و از خداى سبحان نمى ‏ترسد. (غررالحکم ، باب حیا)

33. بر تو باد به حيا و شرم كه سر آغاز نجابت و بزرگوارى است. (غررالحکم ، باب حیا)

34. به اندازه شرم و حياست پاكدامنى. (غررالحکم ، باب حیا)

35. نهايت شرم آن است كه انسان از خود شرم كند. (غررالحکم ، باب حیا)

36. شرم بسيار مرد ، نشانه و دليل ايمان او است. (غررالحکم ، باب حیا)

37. حيا و شرم با محروميت همراه است. (غررالحکم ، باب حیا)

38. كسى كه شرم كند محروم است. (غررالحکم ، باب حیا)

39. كسى كه شرمش كم باشد پارسايى ‏اش كم است. (غررالحکم ، باب حیا)

40. كسى كه شرم ندارد خيرى در او نيست. (غررالحکم ، باب حیا)

41. كسى كه شرم جامه او را بپوشاند عيب او از مردم پنهان ماند. (غررالحکم ، باب حیا)

42. كسى كه از گفتن سخن حق شرم كند چنين كسى احمق و نادان است. (غررالحکم ، باب حیا)

43. كسى كه گفتارش با شرم و حياء همراه باشد تباهى و نابودى در كار خود ندارد. (غررالحکم ، باب حیا)

44. كسى كه حيا و شرمش سبب انصاف او با تو نگردد ، دين و آيينش نتواند او را به انصاف با تو وادار كند. (غررالحکم ، باب حیا)

45. كسى كه از روى مردم پروا و پرهيز نداشته باشد از خداى سبحان پروايى ندارد. (غررالحکم ، باب حیا)

46. كسى كه از مردم شرم نكند از خداى سبحان نيز شرم نكند. (غررالحکم ، باب حیا)

47. سه چيز است كه نبايد از آنها شرم كرد : خدمت كردن به ميهمان ، برخاستن انسان از جايگاه خود براى پدر و آموزگار ، و طلب حق اگر چه اندك باشد. 
(غررالحکم ، باب حیا)

48. از كمال مردانگى است كه از خود شرم كنى. (غررالحکم ، باب حیا)

49. چه همراه خوبى است براى سخاوت، حيا و شرم. (غررالحکم ، باب حیا)

50. چه همراه خوبى است براى ايمان ، حيا و شرم. (غررالحکم ، باب حیا)

51. پررويى مرد (او را نزد مردمان) عيبناك كند. (غررالحکم ، باب حیا)

52. هيچيك از شما نبايد شرم كند از اين كه هر گاه از او چيزى را بپرسند كه نمى ‏داند ، از اين كه بگويد : نمى ‏دانم. (غررالحکم ، باب حیا)

53. خصلتى ، همچون شرم و حيا نيست. (غررالحکم ، باب حیا)

54. ايمانى ، همچون سخاوت و شرم نيست. (غررالحکم ، باب حیا)

55. براى مؤمن شايسته است كه از خدا شرم كند هر گاه انديشه ‏اى مستمرّ در غير فرمانبردارى خدا او را فرا گيرد. (غررالحکم ، باب حیا)

[ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ] [ 21:49 ] [ ساقی ] [ ]


ترسیم شاکله روابط میان زنان و مردان از مباحث پر جنجال اجتماعی است که همواره دو مدافع سر سخت را در دو قطب نگرش یعنی روابط آزاد و روابط محصور به خود اختصاص داده است . این مباحث در نهج البلاغه تحت دو موضوع ارتباطات و رفتار صحیح اجتماعی آمده است .

 

1- ارتباطات

بسیاری از مشکلات جاری روابط انسانی جامعه ما به سبب سوء برداشت از لفظ غیرت است .

غیرت در کتب لغت به معنای حمیت یا برانگیختن احساسات ذکر شده است . در منابع دینی از آن به عنوان صفت برجسته مومنین ، نام برده شده است . در روایات آن چنان که تکبر در مقابل نامحرمان را برای زنان مجاز شمرده ، غیرت را نیز برای مردان جایز می شمارند ، اما مفهوم غیرت و حیطه عملکرد آن جزء مواردی است که باید به مردان مسلمان آموزش داده شود ، زیرا اعمال غیرت در غیر جایگاه آن ،عوارض سوئی به همراه دارد که می تواند فرهنگ سالم را به فرهنگی مخرب بدل نماید.

قلب لبیب ( لقبی که حضرت امیر در خطبه 55 خود را با آن معرفی نموده اند ) غیرت شخصی را که سبب خشک اندیشی و شکاکی می شود ، یکی از علت های اصلی رشد فساد در زنان می داند . مفهوم غیرت در مفاهیم دینی ، در حقیقت به معنای ایجاد فضای مناسب برای فعالیت زنان است .

فرد غیور خود را به زحمت می اندازد تا زنان در آسایش و آرامش محیطی به سر برند و از امنیت لازم برخوردار شوند .

خداوند غیور است و غیرت را دوست دارد و یکی از صفات مهم اولیای خود را غیرت قرار داده ، لذا غیرت ، حرکتی است در جهت گسترش امنیت عمومی و آسایش و فعالیت زنان ، نه محدودیت غیر منطقی آنان به کار می رود.

حضرت امیر در نهج البلاغه نامه 31 فراز 63 می فرمایند : " از اعمال غیرت در غیر محل خود بپرهیز ، زیرا این امر سبب می شود که زن سالم به سوی نادرستی و زن متعادل به سوی بد دلی کشانده شود .

2- شیوه های رفتاری

بسیاری از اندیشمندان فرهنگی در تقسیم سهم زن ومرد برای توسعه فرهنگ عفاف توجه کافی به نقش مردان در تثبیت فرهنگ عفاف نداشته و فکر می کنند که حجاب و حفظ فرهنگ عفاف ، امری مختص زنان است ، در حالی که چنین نیست . بنابه سخنان مولا ، طراحی رفتاری متوازن ، دو اصل را ایجاب می نماید :

ـ شیوه برخورد متعهدانه :

حضرت علی (ع) در نامه 31 فراز 62 می فرمایند : " به وسیله خودداری های خود ( مراعات خود ) چشم های آنان را بپوشان ، همانا این تقوای رفتاری در پایداری عفت آنان بهتر است .

امیر کلام ، توسعه فرهنگ عفاف را نه تنها مسئولیتی دو جانبه ( از سوی مردان و زنان ) می دانند ، بلکه مسئولیت مردان را در ایجاد محیط مناسب روانی و ایجاد آمادگی بهتر برای مراعات زنان مهم تر دانسته و این امر را مقدمه تقوای رفتاری زنان و تداوم آن می دانند ؛ لذا به تقوی ومتانت رفتاری مردان در مقابل زنان امر می نمایند .

تاکید اهل بیت (ع) در احترام به زنان تا آنجا پیش می رود که یکی از خصوصیات اصلی کرامت و منزلت باطنی هر فرد را میزان احترامی می دانند که به زنان وامی گذارد و اهانت به آنان را عارضه ای از دنائت و پستی نفس مرد برمی شمارند .

ارتباط سالم میان زن و مرد امروزه بیش از هر زمان مورد توجه و اهمیت قرار دارد چرا که میزان و تعدد زنان شاغل در محیط اجتماع باعث می شود تا روابط گسترده تری میان زن و مرد شکل بگیرد . در این میان موضع را از دو نقطه نظر خانوادگی و اجتماعی می توان نگاه کرد . از یک سو مردانی هستند که با غیرت بیجا و تنگ نگری همسر خود را از هر نوع حضور و شراکت اجتماعی باز می دارند و سلامت او را تنها در گرو در خانه ماندن می دانند که می توان به عنوان یک موضع آسیب زننده دانست" همان طور که حضرت امیر نیز محدود اندیشی را موجب فساد می داند ". در سویی دیگر نوع رفتار زن و مرد در محیط های کاری و ...نیز اگر در چارچوب مقتضی و در حد کفایت و با رعایت موازین صورت گیرد می تواند جوی سالم و با بازده بالا را فراهم آورد . لذا سلامت ارتباطی هم در نوع نگاه مرد نهفته است و هم در نوع نگاه زن.

ـ توازن رفتار :

احترام به زنان به عنوان اصلی اساسی در سیره اهل بیت (ع) ، همیشه مطرح بوده است ، همان گونه که آیات کریمه الهی همواره شیوه برخورد صحیح با زنان را مورد تاکید قرار داده است و بر عبارت " عاشروهن بالمعروف " بسیار اصرار ورزیده است .

تاکید اهل بیت (ع) در احترام به زنان تا آنجا پیش می رود که یکی از خصوصیات اصلی کرامت و منزلت باطنی هر فرد را میزان احترامی می دانند که به زنان وامی گذارد و اهانت به آنان را عارضه ای از دنائت و پستی نفس مرد برمی شمارند .

اما از طرف دیگر ، اعمال تکریم و احترام عملی نباید از رویه معمول ، خارج گردد و شبهات مختلف را دامن زند . علی (ع) در ضرورت اتخاذ توازن و تعادلی مناسب ( اعتدال و عدم افراط و تفریط ) در احترام به زنان در نامه 31 فراز 63 می فرمایند : " ولا تعد بکرامتها نفسهادر بزرگداشت به زنان تعادل را  رعایت نما . "

با این زاویه دید می توان یقین داشت که زنانی که در خانواده از عزت و احترام کافی برخوردارند نیازی به خود نمایی و خود فروشی در روابط اجتماعی ندارند و حد و حدود خود را در آن زمینه می دانند .

با این بحث مختصر چنین به نظر می آید که روابط سالم و ارتباطی شکوفا و سازنده در گرو روشن بینی و عقلانیت هر دو جنس است و نمی توان تنها از یک سو و یک جانبه به مسئله نگاه کرد .

 

 

[ جمعه یکم مهر 1390 ] [ 22:3 ] [ ساقی ] [ ]

زن بي‌حجاب پياده نظام آمريكا و اسراييل و همان نيرويي است كه آمريكا و اسراييل وارد ايران كرده است، تا نظام و انقلاب را شكست دهد.

[ جمعه یکم مهر 1390 ] [ 21:47 ] [ ساقی ] [ ]

با سلام - آدرس های کوتاه شده وبلاگ

http://bitly.com/qPu1Ul

[ سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ] [ 13:1 ] [ ساقی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

"اللهُمَ صَلِ علی فاطمَةَ واَبیها وبَعلَها وبَنیها والسِرِّ المستودَعَ فیها بعددِ ما اَحاطَ به علمُک"
امکانات وب