تبليغاتX
عفت،عفاف،حجاب
 حجاب زينت آفرينش

عفت،عفاف،حجاب
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید

[ جمعه دوازدهم فروردین 1390 ] [ 19:1 ] [ ساقی ]

قرآن مجید در حدود 196 آیه راجع به زنان سخن گفته است که شامل موضوعاتی به‌شرح ذیل است:احکام زنان، آفرینش زن، حقوق زنان، حجاب، زنان بهشتی، زنان اهل کتاب، زنان مستضعف، زنان پیامبر خاتم و دیگر پیامبران، زن و صاحبان قدرت، زن در قیاس با مرد، موارد منفی‌نگری به زن، دختر در نزد امم، تعدد زوجات، رابطة زن و مرد، همسرداری، طلب معاش زنان، سلوک با زنان، و نیز برشماری مصادیقی از زنان شایسته (صالح) و ناشایسته (طالح).

آیاتی که به موضوع زنان می‌پردازد نیز ذیل واژه‌هایی همچون: نساء، إمرأة، ام، مؤمنات، صالحات، انثی، بنات، زوجه، اخت و... آمده‌اند. آیاتی که به مصادیق زنان شایسته (صالح) و ناشایسته (طالح) پرداخته‌اند، جمعاً شامل 74 آیه می‌شود که از آن میان 11 آیه مربوط به زنان طالح است و 63 آیه باقـی‌مانده به معرفی زنان صالح می‌پردازد. نقطة اشتراک این دو دسته زنان، ارتباط آنها با پیامبران است.

دو تن از چهار زن طالح که در قرآن به آنها اشاره شده، همسران نوح و لوط هستند و دو تن دیگر، یکی زن عزیز مصر در داستان حضرت یوسف است و دیگری زن ابولهب در ارتباط با پیامبر خاتم. آیات مربوط به زنان صالح شامل 9 زن، یعنی همسر ابراهیم، مادر و خواهر موسی، هـمسر فرعون، دختران شعیب همسر عمران (مادر مریم)، مریم، همسر زکریا (مادر یحیی و خاله مریم) است. در واقع، آیات مربوط به زنان صالح آیاتی هستند که مرتبط با 5 تن از پیامبران می‌باشند و بیشترین تنوع آیات در این‌باره مربوط به حضرت موسی (مادر و خواهر موسی، همسر فرعون و دختران شعیب) است.

در بررسی آماری تعداد آیات، بیشترین تعداد آیات مربوط به حضرت مریم (36 آیه) و کمترین آیات مربوط به همسر فرعون و عمران (هر کدام 2 آیه) است. دیگر آیات به ترتیب شامل مادر موسی (9 آیه)، دختران شعیب (8 آیه)، همسر ابراهیم (5 آیه)، همسر زکریا (4 آیه) و خواهر موسی (3 آیه) می‌باشد. شایان ذکر است که برخی از آیات یادشده همپوشانی دارند؛ مثلاً سه آیه‌ای که راجع به خواهر موسی است، ضمن مباحث مربوط به مادر موسی آمده است. همچنین یک آیه از سه آیه مذکور به دختران شعیب نیز پرداخته است.

در دو آیه مربوط به همسر عمران نیز به مسئله مریم به عنوان فرزند او پرداخته شده است. در این میان، آیات مربوط به حضرت مریم علاوه بر فزونی کمّی، از نظر کیفیت و موضوع نیز با سایر آیات مربوط به زنان صالح متفاوت است، در حالی که در آیات مربوط به زنان دیگر، از آنها به تبع مردان یاد شده است. آیات مربوط به حضرت مریم با محوریت خود او و معرفی فرزندش عیسی(ع) در قرآن آمده است. در معرفی زنان یادشده، ترتیب تاریخی و آموزه‌های مربوط مورد نظر بوده است.

[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 21:28 ] [ ساقی ]
مقام معظم رهبري:
مظاهر خودنمايي آثار مخربي بر اخلاق و جامعه دارد
مقام معظم رهبري به تلاش دشمن براي استفاده از نقاط ضعف اشاره کردند و افزودند:‌ انسان در معرض آسيب قرار دارد و همه بايد مراقب رفتار خود باشيم و بدانيم برخي مظاهرِ خودنمايي، بي تقوايي و رعايت نکردن حجاب و عفاف آثار مخرب و ماندگاري بر اخلاق و سياست جامعه دارد.
در سالروز ميلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بانوي حيا و پاکدامني،‌حسينيه امام خميني، سيراب از فضائل و مناقب کوثر نبوي شد.
در اين مراسم معنوي، تعدادي از مداحان اهل بيت عليهم السلام سروده هايي در بيان شأن و عظمت دخت گرامي پيامبر اکرم، و نيز ذريّه ايشان حضرت امام خميني (ره) قرائت کردند.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين ديدار با تبريک روز تاريخي و فراموش نشدني ولادت حضرت زهرا سلام الله عليها و گراميداشت تقارن اين روز با تولد امام خميني (ره)، ابعاد مختلف زندگي حضرت فاطمه زهرا را الگوي جامعي از فضائل معرفي و خاطرنشان کردند:‌ نام گذاري امروز به نام روز زن، درسهاي جاودانه اي براي همه خصوصاً بانوان و زنان کشور اسلامي ما دارد تا با آراستن خود به زيور تقوا، عفاف، دانش، شجاعت، ايستادگي، تربيت صحيح فرزند، و اهميت دادن به خانواده، در راه و مسير حضرت زهرا (س) حرکت کنند.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اينکه ذهن و کلام انساني از بيان تمام فضيلت، درخشندگي، کبرياء و عظمت دخت گرامي پيامبر قاصر و عاجز است، افزودند: با اين وجود، کلام و زندگي آن بانوي بزرگوار و ائمه اطهار، از دسترس انسان خارج نيست بلکه بر خلاف الگوهايِ دروغينِ دنيايِ مادي، ائمه اطهار(ع)، مسير و جهتِ صحيح حرکت و زندگي انسانها را نشان داده اند و خود بر قله اين کمالات ايستاده اند و انسان را نيز دعوت به پيمودن اين مسير کرده اند.
ايشان همه جامعه خصوصاً بانوان را به پيمودن راه فضيلت هاي معنوي ائمه اطهار دعوت کردند و با مروري بر سوابق تاريخي حضور زنان در عرصه هاي مختلف مبارزه از زمان مشروطه تا پيروزي انقلاب و جنگ تحميلي خاطرنشان کردند: اين حضور مؤثر نشان مي دهد زنان با حجاب کامل مي توانند در اين عرصه ها حضور يابند و باشجاعت به وظيفه خود عمل کنند که نمونه عيني آن، مادران بزرگوار شهدا هستند.
حضرت آيت الله خامنه اي به تلاش دشمن براي استفاده از نقاط ضعف اشاره کردند و افزودند:‌ انسان در معرض آسيب قرار دارد و همه بايد مراقب رفتار خود باشيم و بدانيم برخي مظاهرِ خودنمايي، بي تقوايي و رعايت نکردن حجاب و عفاف آثار مخرب و ماندگاري بر اخلاق و سياست جامعه دارد و در اين زمينه بايد خود زنان، بيشتر مواظبت کنند.
رهبر انقلاب اسلامي، حجاب را موجب شخصيت زن و عاملي براي وقار و متانت او دانستند و تصريح کردند: ‌عفاف بانوان باعث افتخار، ارزش‌گذاري و سنگين شدن آبرو و احترام زن در جامعه مي شود به همين دليل بايد از اسلام به خاطر توجه به مسئله حجاب تشکر کرد.
رهبر انقلاب اسلامي در بخش ديگري از سخنان خود، شناخت و معرفت اهل بيت را نعمت بزرگ خداوند دانستند و خاطرنشان کردند: ستايشگري فضائل اهل بيت (ع) در قالب شعر و نثر نعمت ديگري است که مداحان بايد قدر آن را بدانند.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اينکه معرفي فضايل معنوي اهل بيت، الگوسازي در جامعه است افزودند: اگر اين حرکت با نيت خدايي و خالصانه در جامعه انجام شود کار متعالي و اثر گذاري خواهد بود به همين دليل مداح بايد ببيند بيان کدام منقبت و فضيلت موجب هدايت مخاطب و خضوع و خشوع دل مستمع در برابر خداوند مي شود و او را براي حرکت در مسير اهل بيت تشويق مي کند.
ايشان کار جامعه مداحان را بيان حقيقت با استفاده از صداي خوش، آهنگ زيبا، در قالب شعر دانستند و تصريح کردند: استفاده از ترکيب چند هنر، تأثير مضاعفي در ذهن مخاطب مي گذارد لذا احتياج به فکر و آموزش دارد.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به سطح بالاي فهم، معرفت، بلوغ فکري، آگاهي و بصيرت آحاد جامعه خاطرنشان کردند: امروز توانايي هاي ايران اسلامي در عرصه هاي مختلف در جهان سراسر مادي مي درخشد و مثل خورشيد نورافشاني مي کند و مداحان نيز بايد با توجه به چنين فضايي، به مخاطب خود مطلب و شعر ارائه کند.

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 18:10 ] [ ساقی ]

عفاف منشأ فرهنگ و ادبیات

همه زیبایی و شکوه تمدن و فرهنگ انسان را می توان در «عشق» خلاصه کرد. استواری عشق به اسطوره ها کمتر دست یافتنی است. زبان عاشقان، زبان شعر است. زیرا، دل پرسوز عاشق، درون سوز است. زبان سرخ و آتشینی که تن نمی شناسد و سر بر باد می دهد. ولی مهربان و ترنم برانگیز است و حتی دل معشوق سنگ دل را می سوزاند و به تحسین وا می دارد. این بلندای شکوهمند فرهنگ و ادب شرقی، عرفانی و ایرانی، دست مایه یک نسل سرافراز اصیل، خویشتن داری و متمدن است که از منظر عفاف به یکدیگر می نگریستند. زن در حشمت جلال می زیسته است و مرد همواره در پی این حشمت و جلال می رفته است که به سادگی و آسانی، دست یافتنی نبوده است. کمتر بازیچه دست هوسران بوده و بیشتر ارزش و اعتبار داشته است. استاد شهید مطهری می فرماید: «آیا آنجا که سلسله مقررات اخلاقی به نام عفت و تقوی بر روح مرد و زن حکومت می کند و زن به عنوان چیزی گرانبها دور از دسترس مرد است این استعداد بهتر به فعلیت می رسد یا آنجا که احساس منعی به نام عفت و تقوی در روح آنها حکومت نمی کند و اساساً چنین مقرراتی وجود ندارد، و زن در نهایت ابتذال در اختیار مرد است».

 

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 21:50 ] [ ساقی ]

3) سلامت جسمی

علم بشر به ارتباط سلامت روحی و روانی با سلامت جسمی اذعان دارد. پزشکان آثار بی عفتی مانند چشم چرانی را این گونه فهرست می نمایند: «1ـ دشواری در تنفس 2ـ درد اطراف قلب 3ـ تپش قلب 4ـ ضعف و خستگی عمومی 5 ـ سر درد 6ـ بی قراری 7ـ بی خوابی و کم اشتهایی 8 ـ خستگی فکری و دماغی.» اینها علاوه بر عقده های ناگشودنی روانی است که بررسی و طرح آن از عهده این نوشتار خارج است.

4) استحکام بنیاد خانواده

خانواده اولین و بنیادی ترین تشکل اجتماعی یک جامعه به شمار می آید. استحکام خانواده که مرکز عشق و امید و بستر شکفتن آرزوهای جوانان می باشد، توانایی های فردی را افزایش و جامعه را استوار و پویا خواهد ساخت. بی شک نهاد خانواده، تنها با پاسداری از عفاف و پاکدامنی، درخشش و بالندگی لازم را پیدا می کند، زیرا اگر در جامعه ای عفاف و پاکدامنی به صورت کامل رعایت گردد و تمتعات جنسی به محیط خانواده محدود شود جوانان به ازدواج روی آورده و خانواده های تشکیل شده نیز ثبات بیشتری می یابند، ولی اگر بی بند و باری و بی عفتی در جامعه رواج یابد و بهره برداری های جنسی در خارج از محیط خانواده میسر گردد، جوانان زیر بار مسئولیت های ازدواج نرفته و خانواده های تشکیل شده نیز متزلزل می شود. بنابراین، باضرس خاطر باید گفت: رعایت عفاف در رفتار و گفتار، خانواده را سالم و آسیب ناپذیر نگه می دارد.

5) عزت و سربلندی

انسان در سایه عفاف، عزت و اعتبار پیدا می کند و کسانی که هرچه می خواهند می خورند و آنچه می خواهند می گویند و پیوسته در پی هوسرانی اند، نزد دیگران اعتبار و ارزشی ندارند. امام علی(ع) می فرماید: «من عفت اطرافه، حسنت اوصافه.» و نیز فرمود: «من اتحف العفة و القناعه حالفه العز».

انسانهای پاکدامن، نزد افراد جامعه اعم از خانواده دوستان و دیگران مورد احترام و اعتمادند. این عزت و اعتبار در برخوردها و مناسبات اجتماعی پدیدار می شود؛ به گونه ای که حتی افراد متهتک، امانات و اسرار خود را به انسان های عفیف و امین می سپارند و در دل آنها را بزرگ و پاک می دانند.

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 21:50 ] [ ساقی ]

2) آرامش روحی فرد و جامعه (بهداشت روانی)

با عفاف و خویشتن داری می توان از هرز رفتن استعدادها، توانها و امکانات جلوگیری کرده و برای بالندگی هنجارها و ارزشها یاری نمود: «از نظر اسلام محدوديت كاميابيهای جنسی به محيط خانوادگی و همسران مشروع‏ ، از جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع كمك می‏كند» همه غمها و افسردگی هایش از اختلال در شرایط جسمی و روحی انسان است، همان طور که گفته شد عفت و پاکدامنی، نیاز و ندای درونی انسان می باشد. بنابراین، با رعایت کامل آنها، از غم و آشفتگی رهایی می یابد. در مقابل بی عفتی جز احساس گناه و تنفر از خود و دچار شدن به جنون جوانی که باز دارنده از هرگونه فعالیت انسانی است اثر دیگری ندارد.

عفاف، سلامت جامعه را به دنبال دارد، زیرا، جامعه را افراد آن تشکیل می دهند و اگر افراد اصلاح شوند، جامعه نیز اصلاح خواهد شد. عفاف موجب مصونیت زن و مرد از آشفتگی های ذهنی، بزهکاری، آوارگی و بالاخره بیماری روحی و روانی می شود و از انحطاط اخلاقی جامعه و از هم پاشیدگی خانواده ها جلوگیری می کند.

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:54 ] [ ساقی ]

1) درک لذت ایمان

«خویشتن داری» توانایی برجسته روحی به انسان می دهد تا وی در برابر هجوم هوی و هوس سرکش، پایداری کند و در فراز و فرود زندگی، به کمال برسد.

انسانی که اعتقاد به اصول و ارزشها دارد، در واقع به سرچشمه همه مهربانی ها، لطافت ها، عاطفه ها، عشق ها، زیبایی ها و هنرمندی ها و ابداع ها ایمان دارد و چنین ایمانی، همچون بنیان مرصوص است که هیچ تند بادی، از آزمندی، فزون خواهی و خشونت طلبی نمی تواند وی را آشفته سازد.

ایمان به خدا و زندگی پس از مرگ از مهم ترین و قوی ترین عوامل پیشگیری از شهوات و هوسهاست. شخص با ایمان، خداوند را همه جا حاضر و ناظر می بیند و باور دارد که همه کارهای او به وسیله فرشتگان الهی در پرونده ای ثبت می شود و روزی مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت و سرنوشت نیکوکاران، بهشت و کیفر تبهکاران دوزخ است. این تعبیر از امام خمینی(ره) را به خاطر بسپاریم که: عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنیم. این اعتقاد، بهترین مانع در برابر فسادهای اخلاقی و اجتماعی است و هر قدر تقویت شود، مقاومت انسان در برابر شهوات بیشتر می شود. از سوی دیگر با ضعف ایمان، عفت و مقاومت در برابر شهوات کاهش می یابد. علی(ع) فرمود: «فعصم السعداء بالایمان و خذل الاشقیاء بالعصیان» خداوند سعادتمندان را به وسیله ایمان (از خطر گناه) حفظ کرد و ظالمان را به خاطر عصیان و نافرمانی، ذلیل و خوار گرداند.

از جمله آثار عفت و پاکدامنی درک لذت ایمان است و چشیدن این لذت در تمام عمر، بدون عفت و پاکدامنی غیر ممکن است. کسی که ایمان دارد به اینکه خداوند، ناظر اعمال اوست، هرگز تن به ناپاکی و بی عفتی نمی دهد. امام جواد(ع) فرمود:« بدان که از دایره دید خداوند بیرون نخواهی بود، اکنون ببین چگونه هستی».

امام سجاد(ع) فرمود: مردی با خانواده اش برای سفری عازم شدند. برای آن سفر تصمیم گرفتند از طریق دریا سفر نمایند. پس از اینکه سوار کشتی شدند، طوفان تندی آغاز شد، به گونه ای که کشتی و اهل آن همه غرق شدند، همسر این مرد به وسیله تخته چوبی خود را از مرگ نجات داد و به جزیره ای رسید: «تا وارد جزیره شد، فردی را دید خیلی خشن و تندخو، مرد تا او را دید از شدّت زیبایی به او خیره شد و سؤال کرد: آیا تو انسان هستی؟ زن جواب داد: آری. مرد با نگاه های تندش زن را به لرزه انداخت. مرد گفت: چرا نگرانی؟ زن گفت: مرا رها می کنی یا اینکه از او مدد جویم؟ مرد گفت: اگر رهایت نکنم. چه می شود؟ زن گفت: از او یاری می جویم.

سخن زن، مرد را تکان داد و گفت: من باید بیشتر از خدا بترسم، زیرا من میل دارم نه تو. آن گاه از جا برخاست و سخنی نگفت و تصمیم به توبه و بازگشت گرفت. در حال رفتن، عابدی را در راه دید. گرمای خورشید هر دوی آنها را می آزرد.

عابد گفت: بیا از خدا بخواهیم تا بین ما و خورشید سایه ای ایجاد نماید.

مرد گفت: من کاری در خود سراغ ندارم تا زمینه این لطف (ایجاد سایه) خداوند گردد. شما دعا کن تا من آمین بگویم. عابد، خدا را خواند و از او خواست که سایه ای برای آن ها مقرر گرداند. مرد هم آمین گفت. بلافاصله قطعه ابری روی سر هر دو قرار گرفت و موجب شد که آفتاب آنها را نیازارد. بعد از مقداری که زیر سایه الهی مسیر را پیمودند، سر یک چند راهی خواستند از یکدیگر جدا شوند، که عابد دید ابر به طرف جوان می رود. رو به جوان کرد و گفت: تو از من نزد خداوند مقرب تری، زیرا، من قبلاً از خدا خواسته بودم ولی اجابت نگردیده بود.

 بنا براین جوان جریان خود را نقل کرد. عابد گفت: خداوند گناه گذشته ات را عفو کرد و این لطف ویژه را نصیبت فرموده است. مراقب اعمال خود باش، زیرا، این مقام بس والایی است که خداوند به تو عنایت فرمود و تمامی اینها به خاطر آن لحظه ای بود که از گناه چشم پوشی کردی.

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:36 ] [ ساقی ]

براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذيل لازم است:
1- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دينى‏
بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است كه براى رسيدن به كمال و معنويّت خلق گرديده است.

اسلام با تنظيم و تعديل غرايز به ويژه غريزه جنسى و توجه به هر يك از آن‏ها در حدّ نياز طبيعى، سبب شكوفايى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى كمال سوق داده است.
پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعديل و تنظيم اين غريزه است.
2- توجه به ساختار فيزيولوژى انسان‏
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏اى مستقيم با تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.
در تحقيقات علمى در مورد فيزيولوژى و نيز روان‏شناسى زن و مرد ثابت شده كه مردان نسبت به محرّك‏هاى چشمىِ شهوت‏انگيز حساس ترند و چون تأثير حس بينايى زيادتر است و چشم از فاصله دور و ميدان وسيعى قادر به ديدن است، از سوى ديگر ترشّح هورمون‏ها در مرد صورتى يكنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثير محرّك‏هاى شهوانى قرار مى‏گيرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّك‏هاى حسى پاسخ مى‏دهند. حس لامسه بروز زيادى ندارد و فعاليتش محدود به تماس نزديك است.
از اين گذشته چون هورمون‏هاى جنسى زن به صورت دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متفاوت عمل مى‏كنند، تأثير محرّك‏هاى شهوانى بر زن صورتى بسيار محدود دارد و نسبت به مردان بسيار كمتر است.
با توجه به مطالب فوق مى‏توان گفت: حجاب در اسلام از يك مسئله كلّى و اساسى ريشه گرفته است. اسلام مى‏خواهد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع ديگر) به محيط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص يابد و اجتماع تنها براى كار و فعاليت باشد، بر خلاف سيستم غربى كه حضور در جامعه را با لذت جويى جنسى به هم مى‏آميزد و تعديل و تنظيم امور جنسى را به هم مى‏ريزد.
اسلام قائل به تفكيك ميان اين دو محيط است و براى تأمين اين هدف، پوشش و حجاب را توصيه نموده است، زيرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحريك غريزه و عدم محدوديت در رابطه جنسى است كه آثار شوم آن بر كسى پوشيده نيست.
ج) آثار و فوايد رعايت حجاب و پوشش دينى‏
1- بهداشت روانى اجتماع و كاهش هيجان‏ها و التهاب جنسى كه سبب كاهش عطش سيرى ناپذيرى شهوت است.
2- تحكيم روابط خانوادگى و برقرارى صميميت كامل زوجين.
با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدوديت و پايان آزادى‏هاى جنسي خود تلقّى مى‏كنند وافراد متأهل هر روز در مقايسه‏اى خطرناك ميان آن چه دارند و ندارند، قرار مى‏گيرند. اين مقايسه‏ها، هوس را دامن زده و ريشه زندگى را مى‏سوزاند.
3- استوارى اجتماعى و استيفاى نيروى كار و فعاليّت‏
دختر و پسرى كه در محيط كار و دانشگاه تحريك شهوانى شوند، از تمركز و كارآيى آن‏ها كاسته مى‏شود و حكومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نيروى فكرى و كارى است.
4- بالارفتن ارزش واقعيت زن و جبران ضعف جسمانى او
حيا، عفاف و حجاب زن مى‏تواند در نقش عاطفى او و تأثيرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقويت تخيّل و عشق در مرد است و حريم نگه داشتن يكى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعيّت زن در برابر مرد است.
اسلام حجاب را براى محدوديّت و حبس زن نياورده، بلكه براى مصونيّت او توصيه كرده است، زيرا اسلام راضى به حبس، ركود و سركوبى استعدادهاى زن نيست، بلكه با رعايت عفاف و حفظ حريم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى منع كرده است.
در واقع حجاب موجب محدوديت، مردان هرزه مى‏باشد كه در صدد كام جويى‏هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونيت زنان از دست اين گروه از مردان منظور است.

علاوه بر مطالب فوق استاد مطهري در بيان اين كه چرا حجاب به زنان اختصاص يافته مي گويد: اما علت اين كه در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان يافته، اين است كه ميل به خود نمايى و خودآرايى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شكار است و زن شكارچى، همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچى. ميل زن به خود آرايى از حس شكارچى‏گرى او ناشى مى‏شود. در هيچ جاى دنيا سابقه ندارد كه مردان لباس‏هاى بدن نما و آرايش‏هاى تحريك كننده به كار برند. اين زن است كه به حكم طبيعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى كند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسير سازد. بنابراين انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گرديده است».(1) به عبارت ديگر: جاذبه و كشش جنسى و زيبايى خاص زنانه و تحريك پذيرى جنس مردانه، يكى از علت‏هاى اين حكم است. توصيه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان، به منظور ايجاد محدوديت و محروميت و چيزهايى از اين قبيل كه تنها فريب شيطانى‏اند نمى‏باشد، بلكه در واقع براى آگاهى دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است كه بايد از آن مراقبت شده و حفظ شود و به تاراج نرود. اين كاملاً معقول است كه هر چيزى ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بيشترى را مى‏طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شكل يك ابزار براى مطامع سودپرستان در نيايد.
به ياد داشته باشيم كه غريزه جنسى، نيرومند و عميق است. هر چه بيشتر اطاعت شود، سركش‏تر مى‏گردد، همچون آتش كه هر چه به آن بيشتر هيزم بدهند، شعله ورتر مى‏شود، و شهوت خود را به صورت يك عطش روحى و خواست اشباع نشدنى در مى‏آورد.(2) و وضعيت جهان معاصر و كشانده شدن عده‏اى به همجنس بازى نشانه آشكارى از اين حالت است.
بنابراين رعايت نكردن پوشش اسلامى توسط زنان نه تنها از بين رفتن حساسيت مردان را به دنبال ندارد، بلكه موجب طغيان غريزه جنسى آنان نيز مى‏گردد و پس از مدتى باعث دلزدگى و بى معنايى آن خواهد شد.

در مورد مردان نيز اين گونه نيست كه بتوانند با هر نوع لباسي از خانه بيرون آيند و نوع پوشش آنها مي تواند به هر صورتي باشد بلكه مردان نيز در اين جهت با محدوديت هاي خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بيشتر در اجتماع و كارهاي سخت و به جهاتي كه در بالا ذكر شد با زنان متفاوت است.

[ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 12:41 ] [ ساقی ]

[ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 11:48 ] [ ساقی ]

پی آمدهای مثبت و سازنده حیای جنسی بسیار فراوان است که مهم ترین آن، دوری از گناه است. حیا موجب دوری آدمی از ارتکاب زشتی و آلوده شدن به پلیدی های اخلاقی و جنسی است. گفته اند: زنی به مردی پاکدل تمایل داشت، اما با او صحبت و به او اظهار تمایل نمی کرد. مرد درمانده شد. ازاین رو، روزی او را به کوچه شلوغی وعده داد. زن چون بیامد، گفت: ای وای، اینجا؟! مرد گفت: آری، آن که اینجا ما را می بیند، در خلوت هم می بیند. تن زن بلرزید و منزجر شد و توبه کرد. آری، کسی که خود را در محضر ربوبیِ ناظری محترم و آگاه، چون حق تعالی بداند، چگونه می تواند خلاف خواست مهربانی چون او، پرده حیا بدرد و تمنای نفْس دَدمنش را پاسخ مثبت گوید؟

از سوی دیگر، روح آدمی از آلودگی به گناه و معاصی، منزجر و متنفر است. با انجام دادن عملی زشت، وجدان بیدارش او را ملامت می کند و تا توبه و برگشتی صورت نگیرد، آرامش خویش را باز نمی یابد.

[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 21:29 ] [ ساقی ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

"اللهُمَ صَلِ علی فاطمَةَ واَبیها وبَعلَها وبَنیها والسِرِّ المستودَعَ فیها بعددِ ما اَحاطَ به علمُک"
امکانات وب